عجب حالی میده این تهران وقتی بچه های مردم میرن مسافرت و تهران همچین میشه عین هلو
دیروز رفته بودم بازار یه کار بانکی داشتم باورم نمیشد انقدر با حال بود تازه از اون طرف هم رفتم گمرک برای موتورم یه مقدار خرت و پرت گرفتم تا بالاخره آچار پیچگوشتی ها را از خاک خوردن نجات بدم
و ظاهر و باطن موتورم رو که خیلی هم دوستش دارم
همچین اساسی تروتازه کنم امروز هم رفتم کار های بانکی ام رو رسیدم که خداییش کارمندها اجازه نمیدادن اصلا شماره بگیره و رو هوا مشتری رو میقاپیدن
انقدر حال داد انقدر حال داد که نگو از اون طرف هم رفتم برای بچه ها شیر کاکائو بگیرم که اقای بقال قیافه اش قاطی بود 
گفت بابا عیده همه رفتن 
گفتم این که خیلی خوبه 
گفت آره اما الان برای من تخم مرغ آوردن 3000 تومن گذاشتن روش 
گفتم اشکال نداره صبوری کن 
گفت چی میگی آقای شهدایی من برای دو واحد 250 هزار تومن پول گاز دادم 
دیگه دیدم جای شعار دادن نیست چون میترسیدم رفاقت چندین چند ساله رو بذاره کنار و با سنگ قپون بخوابونه تو سرم
واصه همین گفتم خدا اخر و عاقبت رو به خیر کنه 
خوب از این حکایت دوروزه میخواستم برم به جواب به چند تا سوال دوستای گلم
همانطور که سابقا از مرحله تقسیم پول به جای تولید پول و نقل مکان بودجه عمرانی به بودجه جاری و آغاز نمودن طرح هایی که انجام ان از دید بودجه ای در محاق بود و وامهای بی حسابی که سیستم بانکی رو تبدیل به کفتر ملقی کرده بود .... بسیاری از کارشناسان معتقد بودند که تورم امری اجتناب ناپذیر خواهد بود که البته دولت با باز کردن دربهای گمرکات تا حدودی موفق شد تا افزایش قیمتها را کنترل کند اما این موضوع چه مرحمتی به تولید کرد بماند بعد یهو افزایش قیمتهایی که احتمالا قرار بود در عرض چند سال افزایش پیدا کند به سقف چسبید هم بماند نه ایندفعه نماند بلکه باعث شد تا تورم اینبار چندان تامل نکند و چهارنعل در حال پیش تاختن باشد البته هنوز چهار نعل نشده تازه داره یورتمه میره که انشا الله پاهاش بشکنه
و القصه اینکه به نظر نمیرسه دست به نقد بشه این اسب رو رام کرد پس یا باید همراهش دوید یا ..... نمیدونم یا چی ؟ یا احتمالا باز باید دوید .
اما بحث تقابل بین تورم – مسکن – بورس من چند سال قبل یه سمیناری داشتم تو خوزستان که به دعوت فولاد خوزستان برگزار شده بود و توی اون ریشه های بحران اقتصادی امریکا رو که تازه شروع شده رو بررسی میکردیم بخشهای از این متن رو اینجا میزارم تا بعد ببینیم چی میشه !؟
................ صنعت ساختمان با 200 صنعت ارتباطی مستقیم یا غیر مستقیم دارد و بالطبع رونق آن می تواند موجبات رونق جمعی اقتصاد را فراهم اورد و بر همین اساس است که اقتصاد های ریکاوری به دنبال آن هستند تا ابتدا صنعت ساختمان را مورد تحریک قرار دهند تا بدین ترتیب کلیت بازار را به تحریک وادارند و شاید بر همین اساس بود که یکی از روسای جمهور امریکا صنعت ساختمان را ستون فقرات ثروت ملی نامید و دیدیم که در بحران اخیر مالی جهان ابتدا این ستون فقرات ثروت ملی بود که شکست ....................«آلن گرینس پن» رئیس سابق فدرال رزرو در كتاب «عصر آشفتگی» توضیح میدهد كه جرج بوش (پدر) پس از انتخاب شدن به ریاستجمهوری به دلیل تمركز زیاد بر سیاست خارجی و اولویت دادن نسبت به اقتصاد نتوانست در مقابل پدیدهای كه به تهدید ژاپن معروف شده بود، اقدام مؤثری انجام دهد و كاهش قدرت رقابتی اقتصاد آمریكا پیامد آن بود. در نتیجه بوش (پدر) در دور دوم انتخاب نشد و بازی را به كلینتون واگذار كرد. در دوره كلینتون برای احیای اقتصاد آمریكا برنامههای مؤثری به اجرا درآمد كه بازسازی و نوسازی اقتصاد را به دنبال داشت.
رشد اقتصادی و رونق بازار سهام در دوره كلینتون خاطره خوبی را برای آمریكاییها به جا گذاشت. اما این رونق از كجا آغاز شد؟ گرینس پن بیان میكند كه توسعه و رونق بخش مسكن، كلید اصلی رشد اقتصادی آمریكا شناسایی شد. بنابراین، وامهای زیادی با نرخ سود پایین به ساخت و ساز مسكن اختصاص یافت. تحرك این بخش صنایع زیادی را به حركت واداشت. نقدینگی زیادی به بخش مسكن سرازیر شد، رشد قیمتهای مسكن و سودآوری آن جذابیتهای بیشتری را فراهم كرد............................
نتیجه ای که میخوام بگیرم اینه که با توجه به رکود چندساله مسکن و تقاضا های سرخورده میتونه زمینه ای بشه که بازار مسکن پتانسیل های رشد مناسبی رو داشته باشه که با در نظر گرفتن اینکه دوره بازگشت سرمایه در این صنعت نسبتا کوتاه است حدود 18 ماه برآورد میشه میتونه تاثیر مثبتی رو هم بر روی تورم داشته باشه چون میدونیم که تورم مازاد قدرت خرید در مقایسه با کالا و خدمات قابل عرضه تو یه جامعه مشخصه از طرف دیگه صنعت ساخت و ساز جزء صنایع کاربر تلقی میشه که میتونه نیروی کار قابل توجهی رو جذب کنه و از طرف دیگه دیگه میتونه صنایع زیادی رو از صنایع تاسیساتی تا بخش سیمان کاشی گچ و فولاد و حمل و نقل و .... رو هم حرکت بده البته در صنعت سیمان و فولاد نباید انتظار معجزه را داشته باشیم چون میدونیم که بیشتری مصرف کننده این بخش از صنعت عموما طرحهای عمرانی دولتیه اما خوب نباید ازش غافل بود
اما سوال اینجاست که آیا این صنایع به محض رشد ساخت و ساز رشد خواهند یافت ؟ جواب منفیه چون در حال حاضر ما دارای مازاد تولید هستیم و صنایع مرتبط زیر ظرفیت دارن کار میکنن اما انتظار میره که با یک تاخیر این صنایع هم شاهد رشد قابل توجهی باشن .
سوال دوم آیا رونق ساخت و ساز باعث کاهش قیمت هم خواهد شد ؟ جواب بازهم منفیه چون نهاده های تولید با توجه به رشد تورم گرانتر از قبل شده و با توجه به اینکه سرمایه گذاری در املاک جزء سرمایه گذاری های سنتی در کشور تلقی میشه باید شاهد هجوم سرمایه ها شاید برای حفظ ارزششون در مقابل تورم به این بازار باشیم
سوال سوم بالاخره ساخت و ساز میتونه یا نمیتونه باعث رونق اقتصادی بشه ؟ باید گفت که با این رویه ای که در پیش گرفته شده البته نه و اینجا دولته که باید از طریق حمایت از این صنعت باعث کاهش بهای تمام شده اش بشه مثلا اعطاء وامهای ارزان قیمت به تولید کنندگان نهاده ها و سازندگان با قابلیت انتقال ان به خریداران ، اصلاح ساختار تولید مثلا تقویت انبوه سازی و یا پیش ساخته سازی که باعث بازگشت سرمایه سریعتر بشه و الخ ....
پس در یک جمعبندی باید گفت که ساخت و ساز میتونه بطور غیر مستقیم به بورس سنتی ما هم کمک کنه و باعث رونق اون بشه و در عین حال با تولید میتونه تورم رو کنترل کنه و با ایجاد اشتغال درآمد ناشی از خلق پول رو افزایش بده پس به نظر من این فرآیند روندی محتوم برای دولت خواهد بود .
اما بورس ، به شخصه نظرم اینه که کاهش نرخ بهره در حقیقت بازده بدون ریسک رو کاهش خواهد داد و از طرف دیگه افزایش تورم بازده مورد انتظار رو افزایش خواهد داد از طرف دیگه پتانسیل های موجود در عرضه های دولتی میتونه باعث رونق بازار سرمایه بشه و در نتیجه باید انتظار رونق بورس رو بالاخص در چهار ماهه اول سال داشته باشیم
اما آیا این روند محتوم خواهد بود ؟ جواب رو باید اینطور بدیم اگر امنیت اقتصادی و شفافیت اطلاعاتی تقویت بشه جواب مثبته اما اگر نه باید شاهد رشد و افت هیجانی در بورس باشیم که در این صورت احتمالا بازار مسکن نخواهد تونست تاثیرات مضاعف مثبت خودش رو به بازار سرمایه انتقال بده .
خیلی سعی کردم خلاصه بنویسم و شاید این خلاصه نویسی یه مقدار افکار ما رو مشوش کرده باشه که برای حل اون اجازه میخوام تا جمع بندی کلی روی نوشته هام داشته باشم
الف – تورم جدی است و در آینده نزدیک به شدت تقویت خواهد شد و از طریق ابزار مالی قابل کنترل نخواهد بود اگر نخواهیم عوارض رکود را تجربه کنیم که احتمالا بدتر از تورم انتظاری خواهد بود
ب – مسکن با حفظ شرایطی قادر خواهد بود کمی ضرب این وضعیت محتوم رو بگیره به شرطی که بهای تمام شده اون با سیاستهای پولی و مالی همچنین سایر سیستهای حمایتی دولت کاهش پیدا کنه و با در نظر گرفتن سطح درآمدی خانوار ها تولید صورت بگیره که در غیر این صورت باید شاهد تشدید تورم و چه بسا رکود تورمی در این بخش باشیم .
ج - بازار سرمایه در صورت وجود زمینه های روانی مناسب که شاید امنیت جزء اساسی اون باشه میتونه در سال جاری رونق نسبتا خوبی رو تجربه کنه که با توجه به عرضه های دولتی قادر به جذب پول از بازار باشه اما به شرطی که اون پول جمع شده دوباره اونطوری که مرسوم بوده در قالب هزینه های جاری وارد بازار نشه .
د – درصورت همکاری عناصر ب و ج باید انتظار داشته باشیم که بعد از یک تورم مهلک ، اقتصاد ، دوران شکوفایی جدیدی رو شروع کنه که البته با سیاستهای تاریخی اقتصادی چندان محتمل نیست مگر انکه اینبار بیشتر از پیش از اقتصاددانان و فرهیختگان استفاده بشه و دولت قهر تاریخی خودش رو با این گروه تبدیل به آشتی کنه .
و برای دوستانی که تصمیم دارند وارد بازار سرمایه بشن باید نکاتی رو عرض کنم که :
1 – حتما در سهامی که دارای قدرت نقد شوندگی بالایی هستند حضور پیدا کنید .
2 – شرکتهایی که دارای دارایی های مازاد و با ارزش در کنار سود اوری معقول هستند در مقایسه با شرکتهایی که دارای نوسانات هیجانی در سود اوری هستند (اسمشو نبر) از اولویت برخوردارند .
3 – مانیتور کردن بازار با تفکیک بازار اول و دوم اهمیت فوق العاده ای دارد .
4- اخبار سیاسی در بسیاری از اوقات به خبرهای سیاسی اولویت دارند همانطور که در برخی از مواقع اخبار اقتصادی و سیاسی فرا ملی از اولویت برخوردارند .
4 – افق سرمایه گذاری خود را بلند مدت در نظر بگیرید اما میان مدت برنامه ریزی کنید .
5- gain بر dps اولویت دارد .
6 - در مصرف صرفه جویی کنید
7 - امید وار باشید و متوکل به یزدان
+ نوشته شده توسط بهروزشهدایی در سه شنبه نهم فروردین 1390 و ساعت
13:28 |